صبر یا گذشت؟ مساله این است..

من اگر روزی مادر شدم بیشتر از هر چیز دیگری به فرزندم تمرین صبر نکردن را یاد میدهم ..تمرین از حق خود نگذشتن را.  سالیان سال است که بزرگ تر ها ما را با جمله ی معروف گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی گول زده اند، کلاهی گشاد از همان ها که چینی الاصل هستند به جای جنس اصل تحویلمان میدهند و می گویند : تنها با صبر و حوصله است که میتوان به تمام چیز هایی که پشت ویترین ذهنمان دست نیافتنی هستند دست یافت.. چیزی که هیچ کس به ان اشاره ای نمی کند این است که صبر کردن هم مثل هر چیز دیگر تاریخ انقضا دارد ، که گاهی همین صبر لعنتی باعث میشود انقدر رسیدن به یک هدف را برای خودمان زیبا و دست نیافتنی جلوه دهیم که وقتی به ان میرسیم دیگر هیچ لذتی از به دست اوردنش نصیبمان نشود.. من اما میگویم ادم از صبر کردن است که بهترین و زیباترین لحظات زندگیش را مفت و مجانی از دست میدهد.. که با صبر کردن است که لحظاتی را که اسمشان را عمر مینامیم با دست های خودمان داخل سطل زباله ی زندگی می اندازیم..

صبر کردن هم مانند هر چیز دیگر انواع مختلفی دارد.. صبر مالی، صبر اقتصادی، صبر منفعتی،صبر احترامی، صبر کاری، صبر زمانی و صبر عاطفی..

اما میدانی؟؟؟از میان تمام صبر ها ان که خانمان سوز تر است، صبر عاطفیست..این صبر همان صبریست که ادم هارا اهسته اهسته از پا در می اورد.. میشکند و نابود میکند و وقتی به خودت می ایی که از تکه هاینابود شده ی وجود تو ، از گذشت هایت به ادم های دیگر اعتباری بخشیده ای.. تقریبا هربار نتیجه کاملا مشخص است، کسانی که توقع دارند در روابط عاطفیشان (صرف نظر از جنسیت) چیزی را از بد به خوب تبدیل کنند سخت در اشتباهند ، حتی اگر هم چیزی عوض شود در پایان ماجرا شما مانند مادر پیری هستید که تمام جوانیش را در راه کسی دیگر فدا کرده و چیزی جز پیری و خستگی برای شما نمی ماند..

صبر کردن گرچه در ذهن شما واژه ی محترمانه ایست اما در ذهن اکثر مردم جور دیگری معنا میشود ( ساده بودن، قانع بودن‘ لیاقت نداشتن، توی اب نمک گذاشته شدن و خودت را به دیگران چسباندن.. )

از من میشنوی هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی از خودت نگذر.. به جای ان از ادم های دیگر بگذر و بگذار به حال خودشان بمانند.. اولش سخت است ، زجر اور است.. شوخی که نیست قصه ی عادت ما ادم هاست.. اولش دردناک است.. درست مانند جای خالی دندانی که تازه کشیده ای، روزی چند بار از درد نبودنش اهت به افاق میرود..  روزی چند بار به جای خالیش زبان میزنی ، اما چیزی را نمیابی.اما عادت میکنی.. اصلا دندانی که لق هست را باید هرچه زودتر از ته کند و انداخت یک جای دور دور.. تردید نکن که یا جای خالیش را دندانی در شان و مرتبه ی دندان تو پر خواهد کرد یا دهانت برای همیشه با اصالت تنهاییش را حفظ خواهد کرد..  اصلن مگر ادم چقدر زنده است که از حق خودش برای دیگران بگذرد؟

که نخوری غذایی را به صرف اینکه کسی دیگر دوست ندارد در حالی که بند بند وجودت له له میزند برای خوردنش؟ که مدل لباس پوشیدنت را، طرز حرف زدنت را، کتاب ها ، موزیک ها ، تفریح ها و حتی دوست هایت را تغییر بدهی صرف اینکه ادمی دیگر که او هم درست مثل تو دو دست و دو پا دارد ، ادم است و نه بیشتر جور دیگری زندگی میکند.. و تو فاصله میگیری.. روز به بوز از خود واقعیت

از من میشنوی بیا یک بار هم که شده البر کامو وار زندگی کنیم و خودمان باشیم حتی اگر دیگراد ما را انطور نخواهند ، مهم این است که اصل هستیم نه یک کپی پیست شده..

پاورقی: عکس از زهرا خرمی

/ 36 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جیگیلی

سلام عیدت مبارک... دیگه شعر نمیگی فقط رفتی تو کار داستان؟؟؟؟من عاشق شعر هاتم

آسمان

پیامبر می فرمایند : شبی درمعراج زنهایی را درحال عذابی شدید دیدم وعذاب وگناه آنها رابیان می فرمایند. که ما بخاطر اختصار در اینجا آن قسمت مربوط به بد حجابها و بی حجابها را ذکر می نماییم : « زنی را دیدم به موی سرش آویخته شده و مغز سر او می جوشد‍‍‍‍‍‍‍‍... و زنی را دیدم که گوشت بدن خود را می خورد و آتش از زیر بدن او شعله ور است ... و زنی را دیدم گوشت بدن خود را از جلو و از پشت با قیچی هایی از آتش، میبرد ... ای دخترم اما آنکه به مویش آویزان گشته بود او موی خود را از مردان نمی پوشانده ...و آنکه گوشت بدنش را می خورد ،خود را برای مردم آراسته می کرد ... وآنکه گوشت خود را با قیچی ها میچید،درمقابل نامحرمان ظاهر می شد» اگر شیعه هستی ای مسلمون ، موهات رو بپوشان . که من هم چون تو مویی زیبا دارم . اگر با زیباییت به یک ازدواج برسی ، با از بین رفتن زیباییت هم ، آن ازدواج را از دست می دهی . آخرت را دریاب اگر مسلمانی . من هم چون تو زیبا هستم .

آمد

موافقم با این نوشته ات صددرصد . چون همه ما منظورم ایرانی ها هرچیزی رو بر پایه تقدیر قرار می دهیم .بطور مثال اگر مشکلی پیش بیاید میگوییم تقدیر است یا به قول این نوشته شما و اون ضرب المثلی که گر صبر کنی زغوره حلوا سازم رو در همه چیز ایجاد میکنیم .امیدوارم مادران و پدران فردا این درس رو که شما اینجا گوشزد کردید رو به بچه هاشون یاد بدهند .

آزاده

جالب بود نگاهی تازه به مقوله صبر

دوست داشتم قلمتو...من ولی زود قلمم خشک شد!

behdone

با چیزی که شما نوشته اید تا حدودی موافقم اما این نوشته ها ربطی به صبر ندارد به نظرم هر انسانی اگه خوب و پاک زندگی کنه دیگه فرق نمیکنه چی بپوشه چی بخوره و......من سعی کردم همیشه خودم باشم خود خوب و مثبت اندیش در هر شرایطی اما با اینکه همیشه اینگونه هستم اما بسته به شرایط زندگی که همیشه یکسان نیست نظرات دیگران درباره ام متفاوت بوده است پس این من نیستم که صبر میکنه چون من خودم هستم دیگرانند که قضاوت میکنند.

سکوت

آیا صدای پارس کردن سگی را در دوردست شنیده اید؟ یا صدای گذر اتومبیلی را؟ به دقت گوش دهید... آیا میتوانید یک حضور را در این صداها احساس کنید؟ نمی توانید؟ هرصدایی از سکوت متولد و درون سکوت خاموش میشود و درطول مدتی که صدا تداوم دارد،سکوت،آن را احاطه کرده است.سکوت به صدا قابلیت "بودن" می بخشد. سکوت جزء درونی اما آشکار نشده هر صدا،نت موسیقی،آواز و کلامی است.به همین دلیل میگویند هیچ چیز در جهان به اندازه سکوت همسان پروردگار نیست... ما از طریق اتصال به درون،به گونه ای جدایی ناپذیر با آن هستی یگانه و زاده نشده،نامیرا، و تا ابد پایدار و حاضر اتصال داریم. ما از طریق اتصال به درون تا ابد با پروردگار یکی هستیم... از من میشنویید بیایید یکبار هم که شده به "بودن" اجازه بودن بدهیم...

سکوت

آیا صدای پارس کردن سگی را در دوردست شنیده اید؟ یا صدای گذر اتومبیلی را؟ به دقت گوش دهید... آیا میتوانید یک حضور را در این صداها احساس کنید؟ نمی توانید؟ هرصدایی از سکوت متولد و درون سکوت خاموش میشود و درطول مدتی که صدا تداوم دارد،سکوت،آن را احاطه کرده است.سکوت به صدا قابلیت "بودن" می بخشد. سکوت جزء درونی اما آشکار نشده هر صدا،نت موسیقی،آواز و کلامی است.به همین دلیل میگویند هیچ چیز در جهان به اندازه سکوت همسان پروردگار نیست... ما از طریق اتصال به درون،به گونه ای جدایی ناپذیر با آن هستی یگانه و زاده نشده،نامیرا، و تا ابد پایدار و حاضر اتصال داریم. ما از طریق اتصال به درون تا ابد با پروردگار یکی هستیم... از من میشنویید بیایید یکبار هم که شده به "بودن" اجازه بودن بدهیم...