جغرافیای ادم ها را خوب بلدم

تازگی ها فهمیده ام که جغرافیای ادم ها را خوب بلدم ، خوب میدانم در لحظه ای خاص ایستاده بر نقطه ی آ مستاصل و‌بریده هستند 

یا درلحظه ای مسکون نشسته در صندلی ای خالی ،طوفانی هستند که دارد باد جمع میکند برای یک هیاهو !

خب فرق من با او درست در این بود که او تاریخ انسان ها را خوب میشناخت 

مثلا اگر واقعه ای اتفاق می افتاد که حال الان من دگرگون میشد و میخواستم صدای قیژ قیژ اژیر بی اعصابیم کل منطقه را پر کند 

او خیلی خوب بلد بود که بگوید تقصیر خودت بود دیگه دیدی بهت گفتم؟ 

حالا بیا به این عزیز دل بفهمان که خب هانی من توی ان روزها بستنی قیفیم را توی دستم گذفته بودم‌و بیکینی به تن داشتم توی خیالاتم حمام افتاب خوش خیالی میگرفتم وحالا هم طبق قاعده ی دائما یکسان نباشد حال دوران باران گرفته و من بی خبر چتر همراهم نیست 

اما خب 

ذره ای برای او اهمیت نداشت 

به نظر او تاریخ مهم بود 

و کسی که از تاریخ درس عبرت نگیرد محکوم است که امپراطوریش را تحویل دهد و برود بمیر د 

حتی اگر اوی پادشاه من باشم !

خب اینجایش برای من کمی اعصاب خورد کن بود 

یعنی اوایل تحمل میکردم ، میگفتم چه یار تاریخ دان جذابی 

خودم را متقاعد میکردم که این من جغرافیا دوست به قدر ان تاریخ دان برجسته جذاب نیست

به نظرم معلم های تاریخ جذاب تر میامدند 

یا حتما من چیزی کم داشته ام که به جای ادم تاریخ بودن ادم جغرافیایی شده ام 

خودم را بلد نبودم و بدتر اینکه شروع به تغییر خودم دادم 

دوست داشتم رشته ام را عوض کنم تاریخ دان شوم 

نتیجه؟

یک رسوایی ، افتضاح به بار اوردن، یک تاریخ دان بی سواد و جغرافیا دان ا دست رفته 

کم کم داشتم از یک هویت به یک بی هویت بی همه چیز تبدیل میدشم 

که خب این بد است در واقع فاجعه اصلی همینجاست

امروز دیگر میدانم که جغرافیا دان به همان اندازه جذاب است که تاریخ دان

تازه فراتر از ان 

راستش عزیزم فهمیده ام وقتی تو عزمت را جزم کرده ای که به سرزمینی بروی که گذشتگان رفته اند و اخرش خوشبختیست من جغرافی صفت باید باشم که بگویم راه خست است و برعکس هزار سال پیش مواظب باش که این بار هوا ابریست و اتفاقا طوفان هم در راه است

/ 0 نظر / 11 بازدید