به رنگ ارغوان نویسنده: فاطمه موسیوند - ۱۳٩٢/٧/٩

 اولین باری که کشفش کردم چند سال پیش بود. وقتی طبق معمول پنج شنبه شب ها دنبال یک فیلم ناب و خاص بودیم و قرعه به نام ان افتاد..ما عادت داشتیم که شب های پنج شنبه های سرد و طولانی پاییز و زمستان را با چاشنی یک فیلم و چای و قهوه ی داغ داغ برای خودمان کوتاه تر کنیم... آن شب هم در حالى که طبق معمول همیشه روى کاناپه دراز میکشیدیم و چای داغمان را توى فنجان هاى مخصوص خودمان ریخته بودیم و خودمان را زیر پتو ها پنهان کردیم به استقبالش رفتیم.. اولش فضاى کار برایم دلنشین نبود از فضاهاى روستایى و نم شمال تا بحال زیاد فیلم دیده بودم اما فقط چند دقیقه ، فقط چند دقیقه زمان لازم بود تا جورى با این فیلم خو بگیرم و با بند بند جانم آمیخته شود که لحظه لحظه آرزو کنم اى کاش فیلم به این زودى ها تمام نشود ماجراى دانشجو هایى که در نبرد سخت تصمیم براى ادامه ى تحصیل و عشق به رشته یشان بین علاقه و آینده، علاقه را انتخاب میکنند و رشته اى را انتخاب میکنند که با طبیعت سروکار دارد دانشگاهى که فضایش گرچه تجملاتى نیست اما دلنشین است فضاى کلاس ها توى جنگل و در عمق طبیعت است طبیعت بکر و همیشه بارانى شمال و دغدغه ى دانشجویانى که فریاد میزنند: طبیعت ما، درخت هاى ما باید دست نخورده و بکر باقى بمانند.. این کلیت داستان است اما روى دیگر سکه ماجراى بین فرخ نژاد و خزر است ماجراى عشقیست که واقعا عشق است.. عشقى واقعى و دست نخورده و بکر وقتى فرخ نژاد ابتداى داستان با عزمى راسخ براى انجام مأموریتش آمده و هرچه جلو تر میرویم پاهایش سست تر میشود، عزمش شل تر میشود و میداند چه مرگش شده و این ها همه ماجراى عشق است بازى کوروش تهامى را همیشه دوست داشته و دارم از آن دست آدم هاییست که سریال مشق عشقش را هیچ وقت فراموش نمیکنم گرچه بچه بودم اما از همان دوران، بازیش ،نوع نگاهش، معصومیت توى چشم هایش و حتى شیطنت و تمسخر پسرانه اش را همیشه دوست داشته و دارم اینجا هم سنگ تمام میگذارد یک عاشق نپخته ى تخس سر به هوا که نقشش را به خوبى بازى میکند معرکه است.. و اما دخترى که پاک و معصوم است، دخترى که برایش فرقى نمیکند پدر خوب بوده یا بد.. معناى حقیقى ریشه دار بودن پدر و دختر را درک کرده و پدرى که نقشش را فوق العاده تر از همیشه ایفا میکند.. پایان داستان هم به بهترین شکل ممکن حق مطلب را ادا میکند که در فیلم های ایرانى بى سابقه که نه، اما بدون شک کم سابقه است.. حقیقت ماجرا این است که حاتمى کیا و تیمش در این فیلم به شدت موفق بوده اند.. پاورقى یک: این فیلم را تا به امروز بیشتر از بیست بار دیده ام ، هربار مثل بار اول ، درست با همان حس و حال تجربه اش میکنم و این عالیست پاورقى دو:به گمانم قضیه راز و قانون کشف و جذب و این حرف ها راست است دیشب داشتم فکر میکردم چقدر دلم براى این فیلم تنگ شده امروز صبح در حالى که مشغول کانال گردى بودم دیدم از یک شبکه ى دسته چندمى در حال پخش است پاورقى سه: باید کنعان را هم دوباره ببینم ، به حال و روز این روزهاى بى حس و حالم شبیه است                                                                                            پاورقی چهار:از امروز یک تصمیم کبری گرفته ام که حتما با مطالبم عکس بگذارم , به یاد فیسبوک محروم, برای خودم ارزوی موفقیت میکنم

  نظرات ()