صبر یا گذشت؟ مساله این است.. نویسنده: فاطمه موسیوند - ۱۳٩٢/۱٢/۱٦

من اگر روزی مادر شدم بیشتر از هر چیز دیگری به فرزندم تمرین صبر نکردن را یاد میدهم ..تمرین از حق خود نگذشتن را.  سالیان سال است که بزرگ تر ها ما را با جمله ی معروف گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی گول زده اند، کلاهی گشاد از همان ها که چینی الاصل هستند به جای جنس اصل تحویلمان میدهند و می گویند : تنها با صبر و حوصله است که میتوان به تمام چیز هایی که پشت ویترین ذهنمان دست نیافتنی هستند دست یافت.. چیزی که هیچ کس به ان اشاره ای نمی کند این است که صبر کردن هم مثل هر چیز دیگر تاریخ انقضا دارد ، که گاهی همین صبر لعنتی باعث میشود انقدر رسیدن به یک هدف را برای خودمان زیبا و دست نیافتنی جلوه دهیم که وقتی به ان میرسیم دیگر هیچ لذتی از به دست اوردنش نصیبمان نشود.. من اما میگویم ادم از صبر کردن است که بهترین و زیباترین لحظات زندگیش را مفت و مجانی از دست میدهد.. که با صبر کردن است که لحظاتی را که اسمشان را عمر مینامیم با دست های خودمان داخل سطل زباله ی زندگی می اندازیم..

صبر کردن هم مانند هر چیز دیگر انواع مختلفی دارد.. صبر مالی، صبر اقتصادی، صبر منفعتی،صبر احترامی، صبر کاری، صبر زمانی و صبر عاطفی..

اما میدانی؟؟؟از میان تمام صبر ها ان که خانمان سوز تر است، صبر عاطفیست..این صبر همان صبریست که ادم هارا اهسته اهسته از پا در می اورد.. میشکند و نابود میکند و وقتی به خودت می ایی که از تکه هاینابود شده ی وجود تو ، از گذشت هایت به ادم های دیگر اعتباری بخشیده ای.. تقریبا هربار نتیجه کاملا مشخص است، کسانی که توقع دارند در روابط عاطفیشان (صرف نظر از جنسیت) چیزی را از بد به خوب تبدیل کنند سخت در اشتباهند ، حتی اگر هم چیزی عوض شود در پایان ماجرا شما مانند مادر پیری هستید که تمام جوانیش را در راه کسی دیگر فدا کرده و چیزی جز پیری و خستگی برای شما نمی ماند..

صبر کردن گرچه در ذهن شما واژه ی محترمانه ایست اما در ذهن اکثر مردم جور دیگری معنا میشود ( ساده بودن، قانع بودن‘ لیاقت نداشتن، توی اب نمک گذاشته شدن و خودت را به دیگران چسباندن.. )

از من میشنوی هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی از خودت نگذر.. به جای ان از ادم های دیگر بگذر و بگذار به حال خودشان بمانند.. اولش سخت است ، زجر اور است.. شوخی که نیست قصه ی عادت ما ادم هاست.. اولش دردناک است.. درست مانند جای خالی دندانی که تازه کشیده ای، روزی چند بار از درد نبودنش اهت به افاق میرود..  روزی چند بار به جای خالیش زبان میزنی ، اما چیزی را نمیابی.اما عادت میکنی.. اصلا دندانی که لق هست را باید هرچه زودتر از ته کند و انداخت یک جای دور دور.. تردید نکن که یا جای خالیش را دندانی در شان و مرتبه ی دندان تو پر خواهد کرد یا دهانت برای همیشه با اصالت تنهاییش را حفظ خواهد کرد..  اصلن مگر ادم چقدر زنده است که از حق خودش برای دیگران بگذرد؟

که نخوری غذایی را به صرف اینکه کسی دیگر دوست ندارد در حالی که بند بند وجودت له له میزند برای خوردنش؟ که مدل لباس پوشیدنت را، طرز حرف زدنت را، کتاب ها ، موزیک ها ، تفریح ها و حتی دوست هایت را تغییر بدهی صرف اینکه ادمی دیگر که او هم درست مثل تو دو دست و دو پا دارد ، ادم است و نه بیشتر جور دیگری زندگی میکند.. و تو فاصله میگیری.. روز به بوز از خود واقعیت

از من میشنوی بیا یک بار هم که شده البر کامو وار زندگی کنیم و خودمان باشیم حتی اگر دیگراد ما را انطور نخواهند ، مهم این است که اصل هستیم نه یک کپی پیست شده..

پاورقی: عکس از زهرا خرمی

  نظرات ()